آبـی آرام

من برنگشتم

حقیقتا خودمم داره حالم از که من برگشتم و بعدش تا یه مدت طولانی دوباره پست نمیذارم و دارم زر می‌زنم و این روند دوباره تکرار میشه متنفرم.

پس من برنگشتم.

بیاید فکر کنیم ۲ سالگی آبی آرام نشده و من فقط ۳۰ تا پست ندارم. هرچند فکر نمی‌کنم کسی اونقدر بهش فکر کنه و مهم باشه ولی بیاید  فکر کنیم اینجا تازه تاسیسه تا من شرمنده خودم و وبم و دوستانم نشم.

خب خب، حالتون چطوره؟ خوبید؟ دارید تابستون رو میترکونید نه؟

از اونجایی که هیرای به خانه بازگشته، و منگاتا هم دوباره فعال شده هنوز که نشده  منم دیگه باید پست میذاشتم.

و از اونجایی قراره چند وقت دیگه یه پست ویژه داشته باشم و بعدش هم احتمالا اگه بشه یه سری پست متوالی -فقط خودم میفهمم دارم چی میگم- نیاز بود که اول یه مقدمه ای داشته باشم.

همین.

فقط اومدم یه حال و احوال کنم و برم.

هی‌هیD=

پ.ن: به نظرتون لازمه برای یه شروع جدید قالب وب رو عوض کنم؟'-'

  • ۱۰ قشنگ بود
  • ۱۱ نظر
    • Marine .h
    • يكشنبه ۵ تیر ۰۱

    گل در اومد از غارش~

    سلام به شما دوستان همیشه همراه و گرامی که با یاری گرمتان همیشه مارا همراهی نمودید.

    بدین وسیله اعلام میکنم، سرکار خانم مارین آبی‌نژاد فرزندی آبی‌زاد، در این تاریخ به آغوش گرم بیان و بیانیون بازمی‌گردد. هرچند او تا کنون به طور کامل و یا موقتی و هیچجوره از بیان خداحافظی نکرده یا فعلا نگفته، با حضور نیافتن های پیاپی و طولانی، و روشن ماندن ۲۵ ستاره ناقابل از وبلاگ های بسیار زیبا و منتخبتان، مدتی در حضور شما دوستان عزیز نبوده است. باری اگر دلتنگ اینجانب شده باشید، هم‌اکنون او به آغوش شما بازگشته است. و قصد بر خاموش کردن ستاره ها و نصب و درج نظرات گوناگون بر زیر سخنان و پست های گهربار شما، بعد از بازگشت از مدرسه کوفتی اش دارد. اینک شما می‌توانید، هر موقع که این پست را رصد نمودید، با سلامی گرم و با خوشرویی، از این جانب استقبال کنید. باشد که ما هم چُص‌کُنِمان را که به ولله تا کنون هم روشن نبوده، را خاموش کنیم و دو یه تا پست تقدیم نگاه پرمهرتان کنیم. 

    کفایات مذاکرات✋🏻

    از طرف ~مارین آبی‌نژاد به جمیع بیانیون محترم.

     

    پاورقی: همچنین اگر حتی ثانیه ای باعث خشنودی و خوشحالی، و ساختن یک تبسم و باز شدن گل لبخندی بر لب های شما نقش داشتیم، خوش داریم به ما بگویید و شما هم مارا متقابلاً خوشحال کنید. زیرا ما از خوشنودی شما بی‌نهایت خوشنود می‌شویم. یادت نرود که وی لاو یو.

  • ۱۵ قشنگ بود
  • ۱۷ نظر
    • Marine .h
    • يكشنبه ۲۱ فروردين ۰۱

    HPB to me~

    خب خب، سلااااام.

    شاید تعجب کنید که بعد از سال ها الان اینجایییید و دارید پست مارین رو می‌بینید. 

    ولی خب، گفتم به مناسبت امروز بیام یکم حرف بزنیم*-*

    اگه سوالی، حرفی چیزی هست بفرمایید*~*

    صندلی داغی، سوالی، درد و دلی... هرچی.

  • ۹ قشنگ بود
  • ۱۴ نظر
    • Marine .h
    • جمعه ۶ اسفند ۰۰

    When The Sun Shines We Shine Together☀️🌈

    خب، این چالش دوست بیانی‌عه و، ما _من و هیرای_ خیلی منتظر بودیم تا انجامش بدیم •ᴗ•🌙

    ۱) دوست شما از چه نوع تفریح هایی خوشش میاد؟

    از تماشای مستند های اخترفیزیک لذت می‌بره. احتمالا بیرون رفتن و گشت و گذار رو هم خیلی دوست داره. دیدن فیلم ها و برنامه مربوط به بلک‌پینک و بی‌تی‌اس هم خوشحالش می‌کنه. نیمه دیدن و فیلم دیدم و کتا خوندن رو هم خیلی دوست داره. نمی‌دونم به شما تفریح بهش نگاه میکنه یا نه، ولی در کل از نوشتن هم لذت می‌بره.⁦ حدس می‌زنم تفریح های دست جمعی رو هم دوست داره. مثل بازی های گروهی و بیرون رفتن های دست جمعی🎐

    ۲) استایل دوست شما چیه؟ چه سبک پوششی رو استفاده میکنه؟

    نمی‌دونم. باید حدس بزنم؟ فکر می‌کنن استایل ساده ای داشته باشه. احتمالا زیاد از اکسسوری استفاده نکنه. و فکر میکنم کتونی و شلوار شیش جیب می‌پوشه. دیگه نظری ندارم•-•

    ۳) کتابای مرود علاقه ی دوست شما چیه؟

    کتاب های نوجوانان رو خیلی دوست داره. •ᴗ• آن شرلی،  تام گیتس، قصه های همیشگی.🧸 کلا رمان و رمان های نوجوانانه D=

    ۴) دلیل اینکه اونو به عنوان بهترین دوستتون میبینید چیه؟

    چون بهترین دوستمه. باهم صمیمی هستیم، به حرف‌زدن باهم علاقه مندیم. به همدیگه هم علاقه مندیمXD. همین که از صحبت کردن با هم لذت می‌بریم و با اینکه تاحالا همدیگه رو ندیدیم دلمون برای هم تنگ میشه،  دلیلی بر بهترین دوست بودن نیست؟⁦☁️⁩

    ۵)چه اخلاقایی توی وجود شما هستش که اونو به دوستی با شما ترغیب میکنه؟

    اینو که والا خودش باید بگه. ولی از اونجایی که من کلا خیلی خوبم، به دوستی با من ترغیب میشه🥰

    فکر می‌کنم اینکه اصولاً خیلی درک می‌کنم و شنونده خوبی هستم. حتی اگه تا صبح هم بخواد حرف بزنه، من حاضرم که گوش کنم. آدم باحالی هم هستم، علایق مشترکی هم داریم، به خاطر همین بیشتر به دوستی باهم ترغیب می‌شیم=]🎻

    ۶)اگه میتونستید با دوستتون یه قرار یک روزه داشته باشید اونو به کجا میبردید؟

    اگه به اون باشه منو می‌بره رصد خونه، کلی حال می‌کنیمXD به خاطر همین هم من میبرمش یه جای دیگه. فعلا پولشو ندارم ولی تو رویاهامون میریم کنسرتD=

    از اونجایی که دوست دارم اون منو ببره جایی که خودش دوست داره، منم میبرمش جایی که خودم دوست دارم. دوست دارم بریم دوچرخه سواری. 🚲 و بازی های هیجانی. مثل بانجی جامپینگ و ایناXD کلا میبرمش شهربازیXD

    ۷)میتونید یکی از آرزوهای دوستتون رو برآورده کنید ، اون آرزو چیه؟

    اون خودش می‌تونه به هر آرزویی که داره برسه، نیازی من غول چراغ جادو شدن من نیست.=]🌼

    ۸)اگه دوستتون جنس مخالف( یا حتی موافق) شما بود حاضر بودید باهاش وارد رابطه عاشقانه بشید؟

    خودش که علاقه ای به وارد رابطه شدن نداره. ولی اگه میشد من حاضر بودمXD🥧

    ۹)یکی دوتا جمله به شریک زندگی آینده دوستتون بگید.

    حواست بهش باشه. براش کلی دلستر مالت بخر که خیلی دوست داره. ولی حواست باشه مریض نشه. اگه اخترفیزیکدان باشی خیلی خوبه. اونجوری باهم کار میکنید و خوش می‌گذرونید. بهش اعتماد داشته باش. از این غیرتی های چص و مسخره هم نباش. با تشکر:)🥞

    ۱۰)در آخر احساستون به دوستتون رو با یه اهنگ بهمون نشون بدید:))

    چون هرکاری کردم نتونستم آهنگ بذارم فعلا آسمون رو میگم تا بتونم درستش کنم:»

    134340(bts)

    (Friend (bts

  • ۶ قشنگ بود
  • ۴ نظر
    • Marine .h
    • يكشنبه ۳ مرداد ۰۰

    Happy birthday dear hirai🥧

    سلام هیرای عزیزم. تولدت مبارک •ᴗ•♡

    متاسفانه به دلیل قطعه برق نتونستم زودتر تولدت رو تبریک بگم. ولی مهم اینه که یادمه و برام مهمه دیگه، نه؟=]

    من کلا سخت دوست پیدا می‌کنم. یعنی کلا اینجوریه که دوست ها باید منو پیدا کننXD تو هم اومدی و منو پیدا کردی. و گفتی که دوست داری باهم صحبت کنیم. اینکه یکی رو داشته باشی که باهاش از هر دری بگی، خیلی لذت بخشه. از اخترفیزیک، از آن شرلی، از جعبه خاطرات. خواستم بدونی تمام لحظاتی که با تو هم صحبت شدم، خیلی خیلی خیلی بهم خوش گذشته=] و نمیدونی چقدر خوشحال شدم وقتی بهم گفتی که بیا باهم حرف بزنیم. 

    و شاید برات جالب باشه که من تمام ویس هایی که برام فرستادی رو هم نگه داشتم و نگه می‌دارم:] و قول میدم بالاخره یه روزی منم برات ویس می‌فرستمD:

    مطمئنم یه روزی بهترین اخترفیزیکدان جهان میشی. و امیدوارم فوبیات هم از بین برهD: _فوبیا ها از بین میرن؟ کاش مال منم از بین بره:|_

    امیدوارم همیشه در کنار عزیزانت شاد و خوشحال باشی، و همون‌طور که میخوای زندگی کنی^ᴗ^

    🧸

    بیا مثل آن و دایانا، باهم سوگند دوستی یاد کنیم تا همیشه باهم دوست بمونیم. =]💙

    بیا باهم زیر آسمون ابری، که تو دیگه ازش نمی‌ترسی، بشینیم و صحبت کنیم. 

    بیا باهم مستند اخترفیزیک ببینم و خوراکی بخوریم. 

    بیا برای بار هزارم باهم anne with an e ببینیم و با قسمت آخرش گریه کنیم.

    بیا باهم بریم عکاسی کنیم. باهم جعبه خاطرات مشترک بسازیم. عکسامونو چاپ کنیم و توش بزاریم. 

    بیا باهم بریم کنسرت بی‌تی‌اس‌ و بلک‌پینک^^

    ⁦☁️⁩

     

    تولدت مبارک هیرای اوسکیلXD

  • ۱۲ قشنگ بود
  • ۹ نظر
    • Marine .h
    • دوشنبه ۱۴ تیر ۰۰

    تولد مبارک دختر فضا نورد

    آرتمیس عزیز، سلام.

    نمیدانم پست های قبلی ام را خواندی یا نه. اما قبل تر هم گفته بودم که در مناسبت ها خوب نیستم. حالا هم خوب نیستم. توجیهی هم ندارم. 

    فقط به ساده ترین و خالصانه ترین شکل ممکن، تولدت را تبریک می‌گویم.

    امیدوارم بدانی که در قلب من جای داری، و از آشنایی با تو بسیار خرسندم. امیدوارم در آینده، بتوانیم بیشتر با یکدیگر صحبت کنیم. امیدوارم همیشه سالم و خوشحال در کنار عزیزانت باشی. این بهترین آرزویی است که برای همگان، و تو دوست عزیزم دارم. امیدوارم از تک تک لحظات زندگیت لذت ببری.

    تولدت مبارک. =]♡

     

    ماهِ تو_مارین_

    🌙

    پی‌نوشت: از اونجایی که شاید براتون عجیب باشه، بگم که چون ماه دور زمین میچرخه، من هم این جمله «ماه تو» رو یه جور قربون صدقه رفتن در نظر میگیرم:» مثل اینکه تو زمینی و من ماهم و دور تو میگردم. یا اگه بخوایم جور دیگه بگیم، مثلا من مشتری‌ام، تو خورشیدی. یا هر سیاره دیگه ای که دوست دارید•-•

    _مدیونید فکر کنید اینا رو از جین و آهنگ 134340 یاد گرفتم•-•_

    🎐

    خلاصه که تولدت مبارک آرتمیییییس، من نتونستم چیزی برات آماده کنم و به همین نامه خشک و خالی بسنده کردم.♡

  • ۱۰ قشنگ بود
  • ۴ نظر
    • Marine .h
    • يكشنبه ۳۰ خرداد ۰۰

    •سوالاتی از جانب ویلی ونکای خسته•

    ویلی ونکا این سوال هارو تو پست‌جدیدش پرسیده بود و من ترجیح دادن اینجا جوابشون رو بدم.

    🎐

    ۱) چه چیزی اکنون در شما صدق میکنه که توی هشت سالگی باعثش میشده بخواطرش گریه کنید؟

    حقیقتا، اگه مبینا هشت ساله میدونست که الان هدفم رو پیدا کردم، نباشیم رو ادامه دادم، بالاخره یه وبلاگ زدم، چیزهایی رو پیدا کردم که خیلی خوشحالم میکنن، حتما از خوشحالی گریه می‌کرد!

     

    ۲)چه چیزی باعث میشه غذا خوردن و دستشویی رفتن رو فراموش کنی؟

    تنبلیXD 

    شاید، ادیت کردن یه ویدیو_ زمان مدرسه زیاد انجامش میدم_ دیدن ران بی‌تی‌اس یا محتوای مربوط به بی‌تی‌اس.

     

    ۳)چطور میتونی بیشتر خودتو شرمنده کنی؟

    با تلاش نکردن. خب حقیقتا من از خراب کردن زیادی ناراحت و تا امید میشم. ولی تلاش نکردنم بیشتر منو شرمنده می‌کنه. همیشه از بچگی، این یکی از رویاهام بوده که از زیادی کار و تلاش کردن خوابگ بگیره، غش کنم، تمام بدنم در. بگیره. اونقدررر جسمم خسته بشه که موقع خواب، وقتی برای فکر کردن نداشته باشم. 

    وقتی که تلاش نکنم، بیشتر از همیشه شرمنده ام چون می‌دونم که ظرفیتش رو داشتم، ولی انجامش ندادم.

     

    ۴)اگه به زور اسلحه مجبورت کنن ۲۴ساعت از خونه بیرون بری و یه کاری انجام بدی ، تو کجا میری و چیکار میکنی؟

    اگه همراهش کمی پول هم بدن خیلی خوب میشهD: اگر هم ندن که، خب میرم میگردم. تو مغازه ها، کوچه ها، کافه ها. و عکس میگیرم. از همه چیز عکس میگیرم.

     

    ۵) یک سال دیگه بیشتر زنده نیستی! دوست داری چیکار کنی و چطوری ازت یاد بشه؟

    دوست دارم همه بگن، اون تا آخرین لحظه تلاشش رو کرد. دوست دارم تلاش کنم، خوش بگذرونم، شاد باشم، بخندم. بیخیال همه چی باشم و فقط خوش بگذرونم، دوست دارم خودم باشمش. در نهایت، دوست دارم برام همه عزیزانم نامه بنویسم و بهشون یه هدیه بدم. 

    🎐

     

    خب، اینم از این. حتما برید پست ویلی رو ببینید. اون بالا روی «پست جدیدش» بزنید،  لینکش کردم=]♡

  • ۶ قشنگ بود
  • ۲ نظر
    • Marine .h
    • شنبه ۲۹ خرداد ۰۰

    Cloudia Hirai

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Marine .h
    • دوشنبه ۲۴ خرداد ۰۰